هاشم محمودی
بازخوانی یک خشکسالی مشکوک در جغرافیای ایران


فراسوی توپوگرافی؛ بازخوانی یک خشکسالی مشکوک در جغرافیای ایران
-
✍️بقلم: هاشم محمودی
سالیان متمادی است که خطوط مرزی ایران، فراتر از تقسیمات سیاسی، گویی به مرزی میان اقلیمها بدل شدهاند.
هر مسافری که از این مرزها عبور میکند، با جابهجایی تنها چند کیلومتر، با تغییر معنادار پوشش گیاهی و تراکم سرسبزی مواجه میشود؛ گویی طبیعت در بدو ورود به جغرافیای ما، زبان به لکنت میگشاید.
این تفاوت در سالهای اخیر به اوج خود رسید و در نمایی تکاندهنده از مرز ایران و ترکیه، خود را به رخ کشید، کوهستانهای ترکیه پوشیده از برفی به ارتفاع گاهاً چند متر و در مقابل، کوههای ایران برهنه و تشنه.
در پاسخ به این پدیده، روایتهای کلاسیک علمی بر مؤلفهی توپوگرافی پای میفشارند؛ اینکه کوههای شرق ترکیه همچون سدی استوار، رطوبت مدیترانه را در آغوش میکشند و آنچه به ایران میرسد، تودههایی تخلیهشده و بیجان است که در فرود از ارتفاعات، بر اثر پدیده سایه باران، گرم و خشک میشوند.
اما اینجا یک پرسش بنیادین و تاریخی باقی میماند، اگر این دیوارههای سنگی و این هندسهی زمین، میلیونها سال است که ثابت ماندهاند، چرا حافظهی جمعی پدران ما و خاطرات ثبتشده از دهههای گذشته، تصویری متفاوت را روایت میکنند؟ کسانی که سپیدی سنگین برفهای دهههای چهل و پنجاه را در هر دو سوی این مرز به یاد دارند، میدانند که روزگاری نه چندان دور، سخاوت آسمان میان دریاچههای ارومیه و وان و کوهستانهای آرارات و سهند تبعیضی قائل نبود.
چگونه است که این اختلاف ارتفاع تنها در سالهای اخیر به چنین شکاف عمیق و خیرهکنندهای در میزان بارش منجر شده است؟
نمیتوان بهسادگی از کنار تصاویری گذشت که محو شدن ناگهانی سامانههای بارشی را در بدو ورود به حریم هوایی ایران نشان میدادند در حالی که کارشناسان از پایان خشکسالی و حرکت ابرهای پرقدرت سخن میگفتند، در عمل، عطش خاک ایران فرو نمینشست.
اینجاست که شک و تردید در مورد مداخلههای تکنولوژیک و جنگ سامانهها فراتر از یک تئوری توطئه، به یک دغدغه استراتژیک بدل میشود.
سطحی از توانمندیهای علمی در کشورهای متخاصم که میتواند با دستکاری در تعادل انرژی جو، خشکسالی را به عنوان یک ابزار فشار سیاسی و اجتماعی تحمیل کند.
اکنون که پس از یک دوره تنش بزرگ، دوباره نبض حیات در رگهای دریاچه ارومیه میتپد و سدها به وضعیت مطلوب بازگشتهاند، این سوال بیش از پیش خودنمایی میکند که آیا آنچه شاهدش بودیم، یک نبرد پنهان تکنولوژیک برای برهم زدن اکوسیستم ایران بود که اکنون با تغییر معادلات قدرت، به آتشبسی اقلیمی رسیده است؟
حقیقت هر چه باشد، تجربهی این سالها به ما آموخت که اقلیم، دیگر تنها یک موضوع جغرافیایی نیست؛ بلکه جبههای جدید در مطالعات امنیتی و سیاسی است که در آن، گاهی ابرها پیشقراولان نبرد میشوند.
ما نیازمند درکی فراتر از معادلات سادهی هواشناسی هستیم تا دریابیم چرا آسمان سرزمینمان، ناگهان با جغرافیای باستانیاش غریبی کرد.
با این همه، در حالی که آبها دوباره به خانههایشان بازگشتهاند و زخمهای زمین رو به بهبودند، یک پرسش در لایههای غبارآلود جو باقی میماند که پاسخ به آن، کلید درک آینده است که آیا این فراوانی ناگهانی، نشان از شکست یک محاصره پنهان تکنولوژیک و پایان یک تحریم اقلیمی دارد، یا تنها لبخندی مصلحتآمیز از سوی طبیعتی است که بازیگران قدرت، قواعد جدید بازی با آن را هنوز برای ما فاش نکردهاند؟
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
شما باید وارد شوید تا نظر بنویسید.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰