نهادِ سیـاسی انتخابـات و چالشـی بنام قـوم گــرایی

نهادِ سیـاسی انتخابـات و چالشـی بنام قـوم گــرایی

قومیتی شدن انتخابات را چه نتیجه ی عدم شکل گیری و تکامل ساختارهای مدرن بدانیم و چه حاصل نقص عملکرد نهادها و سازمانهای متصدی اَمر حاکمیت ، در نتیجه ی مساله و اثرات منفی آن بی تاثیر خواهد بود اما در چاره یابی و حل معضل ، بین دو گزاره ی پیش گفته ، تفاوت وجود دارد

انتخابات مجلس شورای اسلامی ، در اسفند ماه سال جاری برگزار می شود و با توجه به بازه ی زمانی موجود ، طبیعی است که آرایش نیروهای سیاسی و تکاپوی نامزدهای احتمالی از هم اکنون شکل بگیرد . انتخابات را اگر نتیجه و محصولِ تطور و تحول اندیشه ی سیاسی و نهایتا (اَمر سیاسی) و باعث توسعه ی کیفی نظامهای حکومتی بدانیم می توان قائل به محصول مدرنیته بودن آن بود ، امری که ساختارهای سنتیِ اجتماعی و سیاسی خاورمیانه و از جمله ایران ، از کارکرد اصلی آن می کاهد ، البته اگر معتقد به کارکرد گرایی باشیم و کارکرد انتخابات را مشارکت در اداره ی امور جامعه و تقسیم قدرت بدانیم و نظامهای مبتنی بر انتخابات را به دلیل باور به این کارکردها پذیرفته باشیم . در غیر این صورت انتخابات صرفا می تواند لعابی بر ساختارهای سنتی سیاسی و اجتماعی موجود باشد .
بنابراین از جمله ی چالش های فرا روی انتخابات در ایران و کشورهای چند قومیتی منطقه ، تشدید قومگرایی در خلال رقابتهای انتخاباتی و برگزاری انتخاباتی قومیتی و تدوام این مساله در دوران پسا انتخابات است . امری که تالی آن گسترش قومگرایی افراطی در همه ی شئونات اجتماع و استفاده ی ابزاری از آن بوسیله ی پوپولیست های آپورتونیست برای تسلط بر اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست و حتی ورزش جامعه در جهت منافع شان است ، آنجا که جشن و سوگ مردم هم در قالب برگزاری جشنواره ها و سوگواری های قومگرایانه رنگ قومیتی به خود می گیرد . این معضل البته در جوامع سنتی تر و در شهرهای کوچک و نامتجانس ، خود را در سطحی اَدنی تر از قومگرایی مانند عشیره گرایی نیز می نمایاند . این آسیب علاوه بر اینکه در تباین با اَمر مدرن حکمرانی و سیاست ورزی است ، چالش های عمده ی امنیتی را برای این جوامع تولید و یکی از موانع اساسی در مقابل توسعه است .
قومیتی شدن انتخابات را چه نتیجه ی عدم شکل گیری و تکامل ساختارهای مدرن بدانیم و چه حاصل نقص عملکرد نهادها و سازمانهای متصدی اَمر حاکمیت ، در نتیجه ی مساله و اثرات منفی آن بی تاثیر خواهد بود اما در چاره یابی و حل معضل ، بین دو گزاره ی پیش گفته ، تفاوت وجود دارد . عقیم و نارس بودن و عدم تکامل جامعه ی مدرن در ایران که از خصوصیات جوامع در حال گذر است امری است در بستر تاریخی و اجتماعی و گذار از آن زمان بر و صد البته نیاز به تشکیل و تقویت جامعه ی مدنی قدرتمند دارد که شاید دخالت حاکمیتهای سیاسی صرفا محدود به نقش کاتالیزور آن و تنها مساعی در گذارِ طبیعی جامعه به مدرنیته و ملزومات آن ایجاد نماید اما گزاره ی دوم و نقص عملکرد نهادهای مدرنیته ی دست اندرکار انتخابات که عزیمت این نوشتار نیز معطوف به آن است ، در کنار گذار طبیعی ، با اقدامات روبنایی نیز قابل درمان و چاره یابی است .
نهادهای سیاسی بانی انتخابات می توانند با تقویت و توسعه ی « اَمر سیاسی» که از جمله ی علل اصلی قومگرایی ، تضعیف « امر سیاسی» است ، از قومیتی شدن انتخابات و اثرات مخرب آن بکاهند . امر سیاسیِ انتخابات یک پروسه است که تمام اجزاء آن ، از نامزدی در انتخابات تا عبور از گردنه ی تایید صلاحیت و تشکیل پارلمان و دولت و عمل به شعائر انتخاباتی را شامل می شود و به شدت نسبت به هم دارای کنش متقابل می باشند . کسانی که قصد کاندیداتوری در انتخابات را دارند با دو مساله ی عمده روبرواند ؛ از طرفی نیاز آنها به آراء مردم ، می طلبد نمودار افکار و فعالیتهای اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی آنان با نمودار مطالبات عمومی همخوانی داشته باشد از سوی دیگر اما ، واهمه از تایید صلاحیت نهادهای نظارتی مانع از همراهیِ کامل در این همسویی است که این مساله علاوه بر این که باعث اشاعه ی نوعی درویی و نفاق سیاسی در بین سیاسیون می گردد ، نامزدهای احتمالی را به عنوان فاعلان امر سیاسی و نهادهای برگزار کننده ی انتخابات ، اعم از اجرایی و نظارتی را به عنوان عاملان امر سیاسی ، به علتی در جهت کم تاثیر نمودن پروسه ی سیاسی مبدل می نمایند . این یک واقعیت است که هر اندازه سیستم های نظارتی سخاوت بیشتری در اعطای صلاحیت بر اساس ماهیت اَمر سیاسیِ پروسه ی انتخابات از خود بروز دهد به همان اندازه نخبگان سیاسی ایی که قواعد اَمر و بازی سیاسی را می دانند وارد عرصه ی انتخابات می شوند و بر عکس آن ، در آزمندی نهادهای نظارتی در این اعطا ، فاعلان غیرسیاسی تری به عرصه ی انتخابات وارد می شوند که از آنجایی که امر سیاسی در آنان رشد و بلوغ نیافته و همچنین به علت عدم رعایت قواعد بازی دمکراتیک که ماحصل فقدان بلوغ سیاسی است باعث اشاعه ی اتمسفر پوپولیستی و قومیتی شدن انتخابات می گردند .
عملکرد نادرست برندگان انتخابات در توجه به شعارهای انتخاباتی و پوشانی مطالبات عمومی و انتظارات نخبگان سیاسی در مرحله ی پسا انتخابات هم می تواند ضمن تزریق یاس و نامیدی به بدنه ی اجتماع و سلب عاملیت از جناح ها و احزاب سیاسی ، رقابت سیاسی را تضعیف و زمینه ی بروز مسابقه ی قومیتی را فراهم نماید . هر اندازه زمینه ی بروز رقابتهای انتخاباتی در قالب احزاب ، جبهه ها و جناح های سیاسی امکان تحقق داشته باشد به همان اندازه اَمر سیاسی بهتر منعقد خواهد شد . برای جناح های سیاسی ایی که در دوره ی پسا انتخابات اِعمال حاکمیت می کنند باید امکان عمل به شعارهای انتخاباتی و نیز اراده ی استفاده از پتانسیل های شایسته ی جناح پیروز در اداره ی کشور و اجرای برنامه های آن موجود باشد در غیر این صورت زمینه ی یک انتخابات رقابتی با حضور احزاب و جناحهای سیاسی ، زایل و رقابت غیرسیاسی جایگزین رقابت سیاسی می گردد . نمونه ی بارز این مساله شاید اصلاح طلبان کُرد باشند که علیرغم ایفای نقش راهبردی در افزایش شور و شوق انتخاباتی و افزایش مشارکت و به تبع آن کمک به پیروزی جناحی که در آن سیاست ورزی می نمایند ، برای سهیم شدن و مشارکت شایستگان شان در امر اداره ی استانهای شان در غالب موارد مسیر صعب العبور استعلامات را با صعوبت طی می نمایند و بعضا هم از ادامه ی مسیر باز می مانند و در غالب موارد ، استحقاق انتخاباتی شان به هم کیشانشان از جناح رقیب تعلق می گیرد . پرواضح است هر جناحی که برنده ی انتخابات می شود باید از پتانسیل های همه ی جناح ها برای اداره امور کشور بهره ببرد و و مساله در اینجا تطابق ماهوی این جناح و آن جناح نیست اما در کنار آن ، لزوم برگزاریِ اَمر مدرن و سیاسی انتخابات ، پیروی از قواعد امر سیاسی و تن دادن به ضوابط آن برای اجتناب از قومیتی و غیرسیاسی شدن انتخابات و افزایش مشارکت و همچنین حفظ سرمایه های اجتماعی – سیاسی در جهت احساس همدلی و مسئولیت پذیری در سرنوشت مشترک است

به قلم نیهاد ایراندوست-فعال سیاسی و کارشناس ارشد حقوق خصوصی

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

eight + 1 =