باخت بزرگان

باخت بزرگان

این روزها ارومیه حال خوشی ندارد یعنی نه اینکه اتفاقی افتاده باشد اما مقدمات اتفاقات بزرگ تری در این شهر تاریخی و فرهنگی رقم می خورد که در صورت عدم برخورد و آگاهی بخشی مناسب ممکن است منجربه اتفاقات ناخوشایندی گردد

در فاصله پنج ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی دوباره فرصت طلبان و موج سواران (که خوب بلدند ازامواج احساسات مردمی سواری بگیرند) برطبل اختلافات زبانی و قومیتی کوبیده اند و چنان یکه تاز این عرصه گشته اند که گویی آنان از لحظه آفرینش انسان تا بحال خود شاهد عینی همه اتفاقات بوده اند و هرچه گویند صحیح است و لاغیر.شهربه آبادانی، آرامش و رونق اقتصادی احتیاج دارد اما مسئولین بجای فراهم کردن بستر مناسب این امر خود دردام فرصت طلبان افتاده اند ودر میدان آنها بازی می کنند که می توان به نمونه هایی از این اقدامات اشاره کرد.در انتخابات هیات رئیسه شورای شهر برای سال سوم، اعضا بدون هیچ گونه واهمه و رودربایستی انتخاب براساس معیارهای عرفی را کنارگذاشته اند ودر هرشش انتخاب صورت گرفته آرا به دودسته مشخص که نشانه تعداد اعضای هم زبان است تقسیم گشتند یعنی در تمامی شش انتخاب صورت گرفته آرا ۷ به ۴ بوده است که این خود مایه تأسف وافسوس برای همه اعضای شورای شهرمی باشد مهم نیست که چه کسانی انتخاب شدند کاش همین افراد انتخاب می شدند اما حداقل تعداد آرا کمی متفاوت بود تا حداقل بتوان گفت که آرا براساس قومیت نبوده است.

واقعا برای تحصیل کردگان عضو شورای شهرفهمیدن این امر انقدر سخت بوده است که این عزیزان به عنوان الگو ومدیران شهری حق ندارند آن طور که خود می خواهند رفتار نمایند و باید در چارچوب و معیارهای جهان امروزی و تمدن بشری تصمیم بگیرند نه با معیارهای چندین هزار سال قبل.آیا این عزیزان از بازتاب رفتارخود به عنوان کسانی که در ویترین و در چشم مردم عادی هستند خبر دارند؟ آیا آنها نمی دانند که در یک شهر با بافت جمعیتی متفاوت نباید به اختلافات قومیتی دامن زد؟آیا نمی دانند که وقتی ملاک و معیار هم زبانی باشد خواه ناخواه جامعه به دوقطبی هم زبان و غیرهم زبان تقسیم خواهد گشت.آیا از آثار تصمیمات خود برقشرجوان ونوجوان که هیجانی هستند و زود باور آگاهی دارند.اگر فهمیدن این نکات برای اعضای محترم شورای شهرثقیل باشد که باید در انتخاب دوباره آنها تجدید نظر شود و اگر با علم به این موضوع و به عمد این گونه رفتارکرده اند که خود فاجعه ای بدتر می باشد.به نظر نویسنده هردو گروه اعضای شورای شهر بازنده اصلی انتخابات روز شنبه ۲۳ شهریور بوده اند.

در سوی دیگر شهربین شهردار و یک سرمایه گذار خصوصی قراردادی برای یک پروژه عمرانی به اجرا در می آید اما به ناگهان فرایندی که می توانست از مسیرقانونی خود طی شود تبدیل به یک جنجال مطبوعاتی و اجتماعی می گردد و مساله ای کاملا اقتصادی رنگ تعصب و قومیت بخود می گیرد.مساله اینجا درست یا نادرست بودن قرارداد نیست چه به نظراینجانب هم باید هرکاری از مسیر قانونی خود وطی ضوابط مشخص صورت بگیرد و نه تنها این قرارداد بلکه هر قراردادی که خارج از مسیر قانونی خود به وجود آید باید لغو گردد.اما نحوه واکنش به این امر که یک مساله حقوقی و اقتصادی شهری می باشد نباید وارد میدان بسیارخطرناک وفاجعه باراختلافات قومیتی گردد.وقتی که این چنین آب گل آلود می گردد آنگاه تشخیص اینکه چه سخنی راست است و چه سخنی ناصحیح سخت می باشد و هرکس از بهر خود در ان ماهی خواهد گرفت و وقتی به منظور خود رسیدند دیگر کسی از ادامه پروژه یا قرارداد جایگزین بحث نخواهد کرد ودرنهایت آنچه که باقی خواهد ماند،شهری با پروژه های ناتمام وافسوس خواهد بود.

درجلسه ای دیگر بین یکی از اعضای شورای شهرو شهردار محترم برسر صحبت با زبان فارسی یا زبان محلی اختلاف تلخی رقم می خورد که با اندک گذشت وسعه صدر و رعایت قوانین موضوعه کشوری قابل رفع بوده است و هیچ نیازی به حاشیه سازی و جنجال نداشت.در نگاه اول شاید این گونه اختلافات و بحث ها طبیعی به نظر آید اما دوستان باید توجه داشته باشند که بحث های قومیتی و تبعیض نژادی برای تبدیل شدن به فجایع انسانی در طول تاریخ بشریت از پتانسیل بالایی برخورداربوده اند و نباید در این وادی گام برداشت زیرا به هرحال کسی در انتخاب محل وزمان تولد خود مسئول نیست و نمی توان به کسی از این بابت خرده ای گرفت و یا حتی امتیازی برای شخصی در نظر گرفت.انچه که مشخص کننده جایگاه اشخاص در جامعه می باشد نباید هیچ گونه ارتباطی با زبان و قومیتی که در آن به دنیا می آید داشته باشد بلکه باید کاملا به شایستگی های شخص مرتبط باشد.

البته در این بین مسئولانی هم هستند که دوراندیشی و تذکرات بجای آنان مایه امید واری می باشد.تذکر نماینده محترم ولی فقیه استان در نماز جمعه مبنی برپرهیزاز دامن زدن به اختلافات قومیتی و یا تذکرات فرمانده محترم سپاه شهدای استان درپی اوج گرفتن بحث های قومیتی از مواردی بودند که موجب دلگرمی و امید واری برای آینده ای بهتربرای این شهر تاریخی و زیبا می گردد.در هرحال انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در پیش است ویکی از کانال های جمع آوری رأی در کشورهای جهان سوم هم اختلافات قومی و مذهبی می باشد زیرا در جوامع پیشرفته کسی گوشش به این حرف ها که یادگارتمدن های اولیه است بدهکار نیست.اما متأسفانه مردم ساده ونجیب ما از روی اعتماد ذاتی به تحصیل کردگان وصاحبان پایگاه های مجازی فکر می کنند هرآنچه آنها گویند حقیقت محض است و لاغیردر حالی که خبرندارند دشمنان این مرزوبوم خیلی وقت است که برروی صاحبان اندیشه و فضای مجازی سرمایه گذاری کرده اند و خیلی از شعارهای این رسانه های مجازی چیزی جزتکرار خواسته دشمنان نظام نیست یعنی خیانت واقعی از سوی کسانی صورت می گیرد که خود را به اصطلاح روشنفکران جامعه می نامند اما درحقیقت جامعه را به سمت تاریکی و جهالت سوق می دهند.در حقیقت صاحبان مطبوعات و پایگاه های فضای مجازی وظیفه ای بس سنگین در این رابطه برعهده دارند.آنها حق جانبداری از زبان ویا قومیت مشخصی را ندارند آنها فقط باید در جهت پاسداشت کشور،نظام وملت سخن بگویند.کوبیدن بر طبل توخالی اختلافات قومی و مذهبی برای جمع آوری چند رأی بیشتر همانند این است شخصی برای چیدن میوه های یک درخت، خود درخت را از تنه قطع نماید و باعث مرگ ان شود.از تمامی دلسوزان نظام و مردم فهیم ارومیه تقاضا دارم در انتخابات پیش رو یکباربرای همیشه تکلیف خود را با این فرصت طلبان روشن سازند و بی اختیار و از روی ناآگاهی در دام این بازی دوسرباخت نیافتند.

به قلم محمدعلی مرادی- دکتری حقوق بین الملل و عضو تحریریه گروه رسانه ای ولات

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

÷ 8 = one