شما اینجا هستید
ایران » مـرز از زنـدگی تـا مـرگ

کشور های مختلف جهان توجه ویژه ای به مرزهای خود داشته و دارند چون همواره دارای چالش ها و فرصت های متعدد برای دولتمردان و جامعه بوده و همواره دولتمردان در تلاش بوده اند تا مرزنشیان از شرایط مناسبی برخوردار باشند تا مرزبانان غیر رسمی کشور باشند و زمینه ساز امنیت بیشتر برای کشور و مرکز سیاسی باشند

هرچند با گذر زمان و به ویژه با مطرح شدن نظریه های اقتصادی از جمله مزیت نسبی ریکاردو که زمینه ساز تجارت جهانی شد، کم و بیش در این دیدگاه تغییراتی به وجود آمد ولی شاکله ی اصلی آن همچنان باقی است و کشور ما ایران نیز به دلیل همسایه بودن با ۱۵ کشور که ۷ کشور از آنها مرز خاکی با ایران دارند، جزو ۵ کشور اول جهان از نظر کثرت همسایگان میباشد که از دید سیاسی و امنیتی میتواند چالشی بزرگی و از دید اقتصادی و تجاری پتانسیلی ارزشمند باشد.

پس از جنگ جهانی دوم نظریات توسعه منطقه ای بیشتر مورد توجه قرار گرفت و با توجه به توسعه اقتصادی مبتنی بر صنعت که رشد همه جانبه ی شهر های بزرگ را به دنبال داشت و موج یکطرفه مهاجرت از مرزها به سمت شهر های بزرگ به راه افتاد، دولتمردان به این فکر افتادند تا به بعد فضایی توسعه به ویژه در مرزها توجه ویژه ای داشته باشند تا عدالت اقتصادی محقق گردد و توزیع ثروت, منابع و رفاه عادلانه تر باشد و با رشد متوازن مناطق از مهاجرت و تبعات سوء آن به ویژه در مناطق مرزی جلوگیری شود.

در ایران نیز از دوران قاجار با تخفیف های عوارضی که برای صادرات و واردات به اهالی بوشهر داده شد تا ایجاد گمرک در ایران توسط بلژیکی ها و معافیت های تا سقف ۱۰۰۰ ریالی برای مرزنشینان و تصویب قانون مبادلات مرزی و صدور کارت مرزنشینی در سال ۱۳۴۴ تا ایجاد تعاونی های مرزی در سال ۱۳۶۱ و صدور کارت های پیله وری و ایجاد بازارچه های مرزی همه و همه نشان از توجه ویژه ی دولتمردان به مرزها در راستای موارد فوق الذکر میباشد ولی دلیل اینکه پتانسیل مرزها در ایران بیشتر به مثابه ی یک تهدید مانده، این است که همواره برای توسعه این مناطق به دنبال رهیافت از بالا به پایین بوده ایم که تمرکز آن بر مناطقی با تراکم جمعیت و امکانات بوده و برای کل مرزهای کشور با تفاوت های بیشمارشان یک رویه ی کلی در نظر گرفته شده است و نگاه بومی و محلی در آن دیده نمی شود بلکه باید یک رهیافت توسعه ای از پایین به بالا دنبال شود و به دنبال توسعه شهر های کوچک، شهر روستا ها و روستا های بزرگ باشیم .

اگر بخواهیم به صورت اجمالی به بررسی مناطق مرزی ایران بپردازیم باید اشاره کنیم با همه برنامه های موجود و تلاش دولت ها، هنوز هم قادر به ایجاد تغییری محسوس در مناطق مرزی نبوده ایم و اگر مرزهای شمال غرب کشور را مورد بررسی قرار دهیم باید اشاره کنیم که توسعه نیافتگی و درصد بالای بیکاری و سنتی بودن فعالیت های اقتصادی در آنها به آشکار دیده میشود و جوان بودن جمعیت در این مناطق و عدم جذب آنان به بخش مولد خود زنگ خطری برای تشدید بحران موجود است و به ناچار زمینه ساز گرایش آنان به اقتصاد زیر زمینی و قاچاق را فراهم نموده است و متاسفانه سهم مردم مناطق مرزی از پتانسیل های تجاری آن بسیار کم بوده و حتی کارت های مرز نشینی آنان که خود دارای کمبود های فراوان و محدودیت های بسیار است توسط افراد سودجو با مبلغ کمی مورد استفاده قرار میگیرد و تعاونی های مرزی با اینکه میتوانستند امید بخش تعاون و همکاری برای توسعه ی مناطق مرزی باشند با ساز و کار موجود هیچ توجیه اقتصادیی برای اعضا ندارند و حتی بازارچه های مرزی و مشترک هم به جای اینکه تبدیل به ابزاری برای توسعه صادرات گردند و واردات مبتنی برآن را به دنبال داشته باشند و مردم بومی و مرزنشینان از پتانسیل های آن بهره مند گردند به دلیل ساز و کار پیچیده اداری به ویژه برای صادرات تبدیل به محلی برای داد و ستد تجار بزرگ و غیر بومی شده اند.

اگر شرایط خاص اقتصادی امروزه ی جامعه ما و تفاوت نرخ ارزها در ایران با کشور های همسایه را در کنار خشکسالی و سایر مشکلات موجود قرار دهیم خواهیم دید که مردم مناطق مرزی برای امرار معاش چاره ای جز کولبری نخواهند داشت که تعداد تقریبی ۸۰ هزار نفری آنان در شمالغرب کشور به خوبی نشان دهنده ی این وضعیت بحرانی است که با تحمل سختی مسیر و گرانی بار و خطر جانی و امنیتی باز هم اقدام به انجام این فعالیت ها می نمایند البته باید به این نکته هم اشاره گردد که سهم مرزنشینان و کولبران از قاچاق کالا کمتر از ۳۰ درصد است که البته سودی که نصیب آنان میشود هرگز از ۱۰ درصد کل سود ناشی از قاچاق کالا در کشور تجاوز نکرده است ولی باید به این بیندیشیم که چگونه این چالش بزرگ را به فرصتی طلایی برای توسعه ی مناطق مرزی تبدیل کنیم.

برای حرکت به سمت جامعه ای طبیعی و بهره مند در مناطق مرزی به ویژه شمال غرب ایران و کاهش پدیده قاچاق و آثار مخربش بر اقتصاد کشور باید بر توسعه و ساماندهی مرزها و ایجاد زیر ساخت های مناسب در آنها تاکید کرد و با تهیه ساز و کار بهتر جهت بهره مندی مرزنشینان از کارت های پیله وری و مرزنشینی که زمینه سوء استفاده تجار و سایرین را از آن بگیرد و توسعه آنها به نحوی که صرفه اقتصادی داشته باشند مردم مناطق مرزی را در امتیازات مرز سهیم کنیم و با اصلاح ساز و کار بازارچه های مرزی به گونه ای که زمینه صادرات کالاهای تولیدی مردم منطقه به ویژه محصولات کشاورزی و صنایع دستی در آن فراهم شود و مراحل و ساز کار اداری آن آسانتر و سریعتر انجام گیرد به گونه ای که مردم منطقه به آسانی قادر به بهره مندی از این امتیازات باشند هرچند باید در نوع کالاهای مجاز برای صادرات و واردات و میزان آنها تجدید نظری اساسی صورت گیرد و افزایش یابند.

البته همه اینها اصلاح ساختار های قبلی است ولی باید علاوه بر این امور جهت ایجاد جهش در توسعه مناطق مرزی پتانسیل های موجود در آن مناطق را مورد بررسی قرار دهیم و از آنها بهره برده و برنامه ای مبتنی بر آنها برای توسعه مناطق داشته باشیم مثلا بهره مندی از پتانسیل های فراوان گردشگری در مناطق مرزی شمالغرب کشور که اگر زیرساخت های لازم برای آنها ایجاد شوند میتواند مورد توجه گردشگران داخلی و به ویژه گردشگران کشورهای همسایه باشد و با توجه به زود بازده بودن و اشتغالزایی حداقل دو برابر بیشتر گردشگری به نسبت سایر حوزه ها میتواند توسعه را تسریع بخشد و میتوان علاوه بر حوزه های گردشگری طبیعی و تفریحی به توسعه گردشگری سلامت با توجه به ارزان بودن خدمات پزشکی به نسبت کشورهای همسایه به ویژه کشور عراق توجه ویژه ای نمود و در حوزه های دیگر مانند بهره برداری از معادن ارزشمند مناطق مرزی به وسیله مردم محلی و ایجاد صنایع کوچک و وابسته به تولیدات محلی اقدامات مناسبی برای ارتقاء سطح زندگی مردم منطقه برداشت

همچنین با مکانیزه کردن و مدیریت کشاورزی و ایجاد سوبسید ها برای تولیداتی خاص و ایجاد بازار های فصلی جهت عرضه این محصولات، شمال غرب کشور را به قطبی کشاورزی جهت صادرات محصولات کشاورزی به کشورهای همسایه تبدیل کرد و باید تلاش نماییم تا در همه ی این حوزه ها و حوزه های دیگر از نیروهای متخصص بومی بهره بگیریم تا رونق و امید به مناطق مرزی بازگردد . اگر در کنار همه ی اینها بتوانیم زمینه ی ایجاد ارتباط بیشتر با همسایگان را با نمایشگاه ها و جشنواره های مشترک و توسعه و تقویت بازارچه های مشترک داشته باشیم میتوانیم مرزهای شمالغرب کشور را به جای کانالی برای ورود کالا های قاچاق به دریچه ای برای ورود ثروت و امنیت و آرامش برای مناطق مرزی و کشور عزیزمان تبدیل نماییم.

نویسنده: بشیر تیباش-کارشناس ارشد علوم اقتصادی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی ولات نیوز | اخبار فوری و معتبر آذربایجان غربی با محوریت شهرستان ارومیه