شما اینجا هستید
اسلاید » جولان سیاستمداران در فضای فرهنگی ارومیه؛ پیروز میدان یا شکست خورده؟

دو کلید واژه فرهنگ و سیاست از جمله مفاهیمی هستند که تعاریف بی شماری از آنان ارائه شده است و تقریبا تمام فیلسوفان و اندیشمندان صاحب فکر از زاویه دید خود بدان نگریسته اند؛ بر همین اساس اشاره ای کوتاه به این مفاهیم می تواند اذهان ما را به تقابل این دو موتور محرک جامعه نزدیک سازد؛ ادواردتایلر انسان شناس بریتانیایی که وی را به عنوان بنیانگذار انسان‌شناسی فرهنگی می شناسند می گوید «فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هر گونه توانایی دیگری است که به وسیله انسان، به عنوان عضو جامعه، کسب شده است.»

بی شک این تعریف جامع از فرهنگ، ما را از پرداختن به سایر تعاریف بی نیاز می سازد. در بین افکار عمومی «سیاست» معانی متفاوتی دارد از حیله گری، دروغ، نیرنگ و مجازات گرفته تا حداکثر به معنای دانش و هنر حکومت کردن می رسد؛ اما اگر بخواهیم تعریف فراگیری از آن ارائه دهیم به باور اندیشمندان این حوزه، سیاست عبارست از: ((رهبری صلح آمیز یا غیر صلح آمیز روابط میان افراد، گروهها و احزاب (نیروهای اجتماعی) و کارهای حکومتی در داخل یک کشور و روابط میان دولت با دولت های دیگر در عرصۀ جهانی است.)) با این وجود؛ جامعه هیچ وقت درگیر تعاریف و مفاهیم انتزاعی نبوده و فرهنگ را به واسطه فعالین فرهنگی و سیاست را از دریچه اقدامات و حرکات سیاستمداران که عموما صاحب قدرت نیز هستند می بینند. ارومیه به واسطه تنوع قومیتی، مذهبی و چند فرهنگی خود و همچنین تعدد چهره های شاخص فرهنگی و سیاسی در آن؛ از جمله شهر هایی به شمار می رود که فعالین این دو حوزه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند؛ در کل فعالین فرهنگی به قدرت و حمایت سیاستمداران و سیاستمداران نیز به جایگاه و وجهه آنان برای کسب و تثبیت قدرت نیاز دارند اما این ارتباط و بهره گیری اکثرا مقطعی و در هیاهو و کارزار های انتخاباتی و عموما به نفع سیاستمداران ایجاد می شود و با وجود این ماجراست که فعالین فرهنگی همواره از عدم تحقق وعده های سیاستمداران گلایه مند و ناراضی اند و از آن انتقاد می کنند

حال ما بر آن شدیم که این موضوع را به عنوان محور گفتگوی ویژه اولین شماره نشریه سیاسی و فرهنگی صدای ولات انتخاب کنیم. در همین راستا به پای صحبت سه تن از فعالین فرهنگی شناسنامه دار و مطرح ارومیه نشستیم و نظراتشان را پیرامون این بحث جویا شدیم.

عبدالکریم سروش؛ پژوهشگر فولکلور کُردی در ارومیه است و هم اکنون دوران ۶۰ سالگی خود را سپری می کند، در سوابق کاری او ۱۸ سال خدمت شریف معلمی دیده می شود، وی از سال ۷۹ تا مهرماه ۹۱ به صداوسیما رفت و در آخرین مسئولیت خود در این سازمان، مدیریت رادیوی مهاباد را عهده دار بوده است. وی که به عنوان پژوهشگر برجسته فولکلور کُردی شناخته می شود بیش از ۲۱ هزار صفحه کتاب پیرامون فولکلور کُردی و عمدتا فولکلور کُردهای کرمانج در قالب ۷ کتاب به رشته تحریر درآورده است؛ دوجلد از این کتاب ها چاپ شده اند و برخی نیز در حال ویراستاری و چاپ اند.

عبدالکریم سروش با رویی گشاده دعوت گفتگوی ما را پذیرفت و به گرمی در منزل خود که هنوز هم در آن کُرسی سنتی پیدا می شد از ما استقبال کرد؛ پس از گپ و گفتی پیرامون اهمیت فعالیت این نشریه و لزوم حمایت اهالی فرهنگ و مردم از آن، گفتگو را آغاز کردیم. وی از همان آغاز گفتگو ولع سیاستمداران برای به سلطه کشیدن فرهنگ را تایید می کنند و در تشرح آن می گوید: ما از دو بعد به فرهنگ نگاه می کنیم؛ اول اینکه فرهنگ عاملی برای معرفی یک قوم و ملت است و از بعد دیگر تاثیرات فرهنگ بر سایر بخش های جامعه است؛ یعنی زمانی سیاست ما رشد پیدا میکند که فرهنگ ما ارتقا پیدا کند.

او سیاست را همان قدرت می داند و معتقد است که این قدرت همواره خواسته است تا فرهنگ را به سلطه خود بکشد تا با استفاده آن رقیب خود را شکست دهد یا به قدرت برسد؛ وی اعتقاد دارد که سیاستمداران ارزش و جایگاه فرهنگ را به خوبی درک می کنند و نمود واقعی این امر ورود سیاست مداران به عرصه های رسانه و استفاده از ظرفیت خبرنگاران و اهالی قلم برای دستیابی به مقاصد سیاسی شان است و اشاره می کند که در عصر حاضر کار به جایی کشیده است که هر کدام از احزاب و جریانات قدرت خود دارای یک رسانه و مطبوعات وابسته و اختصاصی برای معرفی نظرات و یا درصورت لازم حمله و هجمه به رقیب هستند.

 این فعال فرهنگی با صراحت می گوید که سیاستمداران هیچ گاه نتوانسته اند فرهنگ را صد درصد به سلطه خود دربیاوند چراکه فرهنگ منشا بسیار عمیقی بر روح و جان انسان ها دارد و خداوند انسان را آزاد و پیچیده آفریده است؛ او ادامه می دهد: می بینیم که سیاست هرچقدر خواسته تا با قدرت و پول خود تاثیر منفی بر فرهنگ و فرهنگی ها بگذارد و آنها را به سلطه خود بکشاند، موفق نشده است به طور مثال در نظام کمونیستی شوروی سیاست و سیاست مداران چندین سال سعی کردند فرهنگ مردم این اتحادیه را به زیر سلطه خود بکشند اما موفق نشدند و شکست خوردند، ممکن است سیاست بتواند بر فرهنگ و فعالین فرهنگی تاثیر منفی بگذارد، برخی ها را به زیر سلطه خود بکشد و حتی برخی دیگر را با پول خود بخرند همانند شاعران و ترانه سرا های درباری که در تاریخ اقوام کُرد کرمانج نیز نمونه آن به وفور یافت می شود اما هیچ گاه نمی توانند تمام فعالین فرهنگی را جیره خوار و برده خود کنند.

وی با مروری بر رفتار حاکمان با شاعران و فعالین عرصه هنر در دوره های مختلف تاریخ تصریح می کند: بسیاری از شاعران تن به مدح حاکمان داده اند به طوری که فردوسی بزرگ در شاهنامه حدود ۴۰ بیت در وصف سلطان محمود غزنوی سرایده است اما در کنار این سلطه سیاست بر فرهنگ، ما شاهد شاعرانی چون ماموستا احمد خانی نیز هستیم که نه تنها در وصف میرها (حاکمان میرنشین های شرق ترکیه در زمان عثمانی ها) شعری نسرایده است بلکه به کرات از آنان و شیوه های حکومتی شان انتقاد کرده است. سروش با طرح این موضوع که سیاست مداران همواره برای کسب آرای مردم به منظور رسیدن به قدرت و کرسی از محبوبیت اهالی فرهنگ استفاده می کنند و نقاب فرهنگ دوستی به چهره می زنند؛ اذعان داشت که این رفتار در بین تمام سیاستمداران کشور های شرق و علی الخصوص خاورمیانه رواج دارد و در ارومیه نیز چون بسیاری دیگر از امور حرارت انجام آن آن بیشتر است.

این فعال فرهنگی در بخشی دیگر از گفتگو در پاسخ به پرسش های ما مبنی بر چگونگی تعامل ما بین فعالین فرهنگی و سیاست مداران تصریح کرد: مسئولین و سیاست مداران اگر واقعا به فکر مردم هستند باید تعاملی تنگاتنگ با فعالین فرهنگی من جمله اهالی قلم داشته باشند زیرا این هنرمندان و صاحب قلمان هستند که در بین مردم زندگی می کنند و به معنای واقعی کلمه درد، رنج ومشکلاتشان را حس و درک می کنند، پس لازم است مسئولین از فکر و ایده های این قشر جهت اصلاح جامعه بهره ببرد.

وی ادامه داد: باید روزی برسد که هدف اصلی ومشترک اهالی فرهنگ و سیاستمداران اصلاح جامعه باشد؛ سیاست مدار در خود توانایی مدیریت و چاره اندیشی می بیند که به این عرصه ورود کرده است؛ پس با آگاهی به توانمندی اهالی فرهنگ باید از آنان تقاضای همکاری و یاری نماید؛ به طور مثال یک شاعر یا ترانه سرا می تواند با یک شعر و یا ترانه در مذمت خودسوزی، تاثیری بیشتر از ده سمینار، مراسم و سخنرانی داشته باشد؛ زیرا این هنر در بین مردم بسیار محبوب تر از سخنرانی و مراسم است و متاسفانه به این مهم در شهر ارومیه بسیار کم پرداخته شده است؛ یعنی مسئولین و سیاست مداران ما به معنای واقعی کلمه از توان اهالی فرهنگ در حل مسائل و مشکلات عدیده شهرستان و حتی استان غافل شده اند.

عبدالکریم سروش، این پژوهشگر و فعال فرهنگی ۶۰ ساله که سرد وگرم روزگار را چشیده و می داند مشکل اصلی ارومیه به عنوان شهری چندقومیتی و مذهبی؛ وجود تفکرات و اقدامات واگرایانه است به نقش مسئولین در ایجاد فضای همگرایی و وحدت اشاره می کند و می گوید: مسئولین ما باید زمینه ای فراهم سازند تا در شهری چند قومیتی همچون ارومیه؛ اهالی فرهنگ از تمام اقوم و مذاهب موجود در آن به یکدگیر نزدیک شوند؛ باید فضایی را مهیا کند که این عزیزان در یک مکان گردهم آیند و بر سر مسائل و مشکلات عدیده شهر که عمدتا ریشه در مسائل فرهنگی دارند بحث و تبادل نظر و چاره اندیشی کنند.

وی ادامه می دهد: مسئولین هم قدرت و هم منابع مالی را در اختیار دارند که در این شهر پایه های همگرایی اقوام را محکم بنا نهد و باعث توسعه و جذب سرمایه گذار اقتصادی و حتی فرهنگی نیز شوند؛ اما متاسفانه به این عرصه ورود پیدا نمی کنند؛ می شود در رادیو و تلویزیون استانی با ساخت برنامه های مشترک کُردی و آذری و پخش آن در ساعات زنده، موجب معرفی و تبادل نظر دیدگاه های فرهنگی وسیاسی طرفین شد که قطعا نتیجه آن نیز برادری، وحدت ومبحت بین اقوام خواهد بود؛ اما متاسفانه نه تنها این امر صورت نمی گیرد بلکه آن چند دقیقه برنامه رادیو و تلویزیون استانی که با محتوی کُردی است در ساعات کاملا مُرده پخش می شوند. وی لزوم طرح این بحث را با توجه به تاثیر مستقیم اقدامات برخی از مسئولین در شکل گیری تفکرات مسموم در بین شهروندان ارومیه مهم تلقی می کند و ادامه می دهد: متاسفانه برخی از مسئولین که قدرت خود را از رای مردمی می گیرند؛ خود به وجود آورنده و تقویت کننده فضای قومی هستند و با قدرتی که از طریق آلوده کردن فضا به رنگ و بوی قومیتی به دست می آورند مانع از شکل گیری همگرایی و وحدت و برادری واقعی بین اقوام این شهرستان و استان می شوند.

سروش می گوید ما در این شهر باید فرهنگی را پایه گذاری کنیم که همه اقوام آن به همدیگر احترام بگذارند و یکدیگر را تکریم کنند؛ وی ادامه می دهد: امروز ما با برادران آذری و آشوری همسایه دیوار به دیواریم؛ دختران یکدیگر را به ازدواج پسران مان درآورده ایم؛ امروز در این شهر شاهد هستیم کُرد ها ازطرفی دایی آذری ها هستند و خودشان نیز از طرفی دیگر خواهر زاده همین برادارن اند؛ این یک پیوند ناگسستنی است و باید تقویت نیز بشود و در همین راستا همگی وظیفه داریم تفکرات پان را از هر طرفی که باشد محکوم کنیم. سروش بحث را ادامه می دهد و می گوید: ما فعالین فرهنگی کُرد ارومیه همواره و در هر نشست و مراسمی بر زندگی مسالمت آمیز، باهم بودن و وحدت تاکید کرده ایم و در این راستا نیز مراسمات متعدد فرهنگی برگزار کرده ایم. *جان مان را برای ایجاد فضای برادری در ارومیه فدا می کنیم سخنان پایانی این فعال فرهنگی اگر چه شاید در آینه تیتر گفتگو دیده نشوند اما بی شک امروز گمشده دنیای فرهنگی ارومیه عدم طرح این مباحث است که بی تفاوتی در قبال آن خود تقویت کننده واگرایی هایی است که در هیاهو های انتخاباتی و ورود سیاستمداران بی کفایت و تلاش برای کسب قدرت تشدید می شوند.

عبدالکریم سروش گفتگوی یک ساعته خود را با ما با این جملات به پایان رساند: ما به عنوان ریش سفیدان جامعه فرهنگی که در بین چند نفر احترام داریم به هرقیمتی و حتی حاضریم جان خود را فدا کنیم تا در این شهر با برادری زندگی کنیم؛ البته زندگی کرده ایم و زندگی نیز خواهیم کرد؛ ما و برادران آذری مان باید بدون تعارف، تمام کسانی که میخواهند تخم تفرقه و واگرایی را بین مان بکارند از حلقه خود بدور بیاندازیم و محکوم کنیم، ما ایرانی هستیم و فرهنگ چند هزار ساله مان اجازه نمی دهد تا سرنوشت ما چون برخی از شهر ها و کشور های چند قومیتی خاورمیانه که به صحنه تفرقه و حتی خون ریزی کشیده است، تبدیل شود؛ ماهزاران سال است در کنار هم زندگی کرده ایم و هیچ مشکلی نداریم و بازهم زندگی خواهیم کرد و این توطئه ها خنثی خواهند شد؛ یعنی ما باهم خنثی می کنیم.

رسول بانگین” نویسنده و کارگردان مطرح تئاتر در ارومیه است؛ ۴۱ سال سن دارد و نویسندگی، کارگردانی و بازیگری صدها فیلم داستانی و نمایشنامه به زبان های کُردی، فارسی و آذری را در کارنامه حرفه ای وی دیده می شود و در همین راستا بارها موفق به کسب عناوین استانی، ملی و حتی بین المللی در جشنواره های مختلف تئاتر شده است. وی  در پاسخ به محور بحث می گوید: در همه جای جهان، مردان سیاست برای اینکه کرسی های بهتر و بالاتری را کسب کنند؛ نیم نگاه و حتی گاهی تمام توجه شان را به افرادی که در زمینه فرهنگی و هنری فعالیت دارند معطوف می نمایند؛ دلیلش ساده است چرا که این افراد غالبا طرفداران زیادی دارند که فعالیت های شان را رصد می کنند؛ پس هنگامی که سیاست مدار خودش را به این افراد نزدیک می کند در واقع میتواند قشر عظیمی از افراد و طرفداران اهالی فرهنگ را به سمت خودش بکشاند.

رسول بانگین به موضوع بهره برداری سیاسیون از فعالین فرهنگی می پردازد و تصریح می کند: سیاست مداران بعد از آنکه توانستند به وسیله حمایت هنرمندان و فعالین فرهنگی؛ آرای خودشان را کسب کنند و به جایگاه سیاسی که مد نظرشان بود دست پیدا کنند؛ غالبا از اهالی فرهنگ فاصله میگیرند و آنان را به باد فراموشی می سپارند.

رسول بانگین، دلیل فاصله گرفتن سیاست مداران از اهالی فرهنگ؛ پس از رسیدن به قدرت را تامین نشدن اهداف مادی شان قلمداد می کند و می گوید: به هر حال بی راه نیست که بگویم اصلی ترین چالش یک انسان سیاسی برای کسب قدرت، کسب ثروت نیز محسوب می شود و به دلیل آنکه در حوزه فرهنگ و هنر شاهد این ثروت انگیزی نیستیم و این کسب ثروت را بدین شکل نداریم به همین جهت سیاست مداران که حال قدرت را نیز در اختیار دارند از قشر فرهنگی فاصله گرفته و خودشان را به آن دسته از افراد جامعه نزدیک می کنند که بتوانند مشترکا بهره برداری مالی را از قدرت در اختیارش انجام دهد و حال در دوره های دیگر که مجددا به رای مردم نیاز دارد می تواند از ثروت های مادی که بدست آورده است هزینه کند و حتی دیگر نیازی به همراهی اهالی فرهنگ نیز نداشته باشد.

بانگین معتقد است این رویه در سراسر جهان اتفاق میافتد و افراد سیاسی برای رسیدن به موقعیت های کلان سیاسی خودشان را از نردبان فرهنگ و هنر یک جامعه بالا می برند اما اینکه چرا پس از رسیدن به مقصد؛ نردبان را به حال خود رها می کنند که این از لحاظ اخلاقی اصلا درست نیست.  

این فعال فرهنگی ادامه می دهد: اینکه بگوییم تمام سیاسیون بعد از رسیدن به موقعیت مد نظرشان به هنرمندان و فرهنگ دوستان پشت میکنند این هم قطعا درست نیست؛ بوده و هست که با افرادی کار کردیم که در آغاز از ما و فعالیت های فرهنگی و هنری مان حمایت کرده اند و همچنان بعد از آنکه به جایگاه و پست مد نظرشان رسیدند باز هم به حمایت های شان ادامه داده اند؛ این دسته از سیاسیون وجود دارند وقابل کتمان هم نیستند اما اکثریت با آنان نیست وبلکه در اقلیت هستند.

این نویسنده و کارگردان تئاتر با ‌اشاره به لزوم تعامل اهالی فرهنگ و سیاست مداران می گوید: قطعا یک جامعه سالم جامعه ای است که همه مردان بزرگ خودش را در تمام حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در کناریکدیگر داشته باشد.

بانگین ادامه می داد: اگر هر یک از این فعالین قصد فعالیت فردی و سواستفاده از موقعیت دیگران را در سر داشته باشد و به یکدیگر به چشم نرده بان بنگردند؛ بی شک نشانه یک جامعه بیمار است؛ فلذا اگر ما سودای رسیدن به یک جامعه آرمانی و ایده‌ال را درسر می پرورانیم باید تمام فعالین از عرصه های مختلف ضمن توجه به عرصه فعالیت خود، دغدغه حمایت و همراهی با سایر فعالین را نیز داشته باشد.

رسول بانگین با اشاره به لزوم پرداختن به رویکرد فرهنگی از سوی سیاست مداران و حاکمیت؛ آخرین سخنان خود را اینگونه به پایان رساند: در نهایت بنده معتقدم مهمترین و قدرتمند ترین جوامع بشری، جوامعی هستند که نگاه اولشان نگاه فرهنگی هست؛ چراکه تمام مشکلات هر جامعه ای میتواند با حل و ارتقای مسائل فرهنگی ازبین برود؛ شاید با توجه صرف به اقتصاد وضع مالی مان بهبود پیدا کند اما تمام جوامعی که وضع اقتصادی خوبی دارند لزوما جامعه خوشبخت ،مطرح و سالمی نیستند اما زمانی که فرهنگ و اهالی فرهنگ در اوج نگاه یک سیستم حکومتی باشند قطعا به مرور مشکلات اقتصادی، مشکلات سیاسی و مشکلات فرهنگی هم حل خواهد شد.

عزیز نعمتی از شاعران مطرح کُرد در ارومیه است؛ ۵۹ سال سن دارد و بازنشسته دبیری زبان انگلیسی است؛ ۱۰ سال با نشریات کٌردی همچون چون «سروه» همکاری داشته اشت و بیش از صد مقاله به زبان کُردی و ده ها کتاب ترجمه شده از کُردی به انگلیسی، انگلیسی به کُردی و کُردی به فارسی در کارنامه فعالیت های وی به چشم میخورد. عزیزنعمتی در ابتدای گفتگو به رشد فعالیت نسل جوان ارومیه در عرصه های مختلف طی سال های اخیر اشاره می کند می گوید: خوشبختانه در زمینه فرهنگی شاهد فعالیت های قابل توجهی در سالهای اخیر بوده ایم؛ هم اکنون در ارومیه جوانان بسیاری داریم که دارای تحصیلات دانشگاهی در زمینه های مختلف هستند و مردم نیز از آگاهی های سیاسی خوبی برخوردارند: در زمینه اقتصادی و تجاری افراد موفقی را دربین خود داریم؛ در بعد هنری نیز ما شاهد ظهور چهره های شاخصی در زمینه های ادبیات، زبان، تئاتر و موسیقی هستیم که همه این پیشرفت ها وامدار مشارکت و حضور مردم و علی الخصوص جوانان در صحنه های مختلف است. *سیاست مداران ما بی فرهنگ هستند!

این شاعر ارومیه ای با اشاره به محور گفتگوی ما؛ معتقد است که سیاست نیز بخشی از فرهنگ است اما متاسفانه گاهی تمام حجم فرهنگ فدای سیاست می شود؛ وی می افزاید: بدون پیشرفت همه ابعاد فرهنگی سیاست نیز نمی تواند مفهومی آنچنانی داشته باشد؛ به نظر من ما موقعی میتوانیم در سیاست موفق شویم که سطوح هنری، اقتصادی، بازرگانی و علمی تحصیلی مان را بهبود دهیم؛ در اورمیه متاسفانه هنوز به این مسئله واقف نیستیم؛ سیاستمداران ما بی فرهنگ هستند چرا که فکر میکنند میتوان بدون پشتوانه های مختلف فرهنگی سیاستمدار شد و همه چیز را از دیدگاه سیاسی ارزیابی میکننند و فکر میکنند آنچه طعم سیاسی نداشته باشد به درد نمی خورد که این همان مصداق سیاست زدگی است؛ احساسی که هیچ نتیجه مثبتی را در پی نخواهد داشت.

عزیرنعمتی معتقد است که سیاست خود را بر همه ابعاد زندگی تحمیل میکند و می گوید: قسمت اعظم این سیاست زدگی از فقدان عدالت ناشی می شود؛ چنانچه اگر عدالت به نحو احسن اجرا شود ما نیز دچار سیاست زدگی نخواهیم شد. *فعالان فرهنگی همواره نردبان ترقی سیاستمداران بوده اند!

وی تیتر گفتگو را با تاییدی اندوه بار می پذیرد و می گوید: متاسفانه فعالان فرهنگی و روشنفکران همیشه نردبان ترقی سیاست مداران بوده اند و هستند اما در اورمیه این مسئله شدت بیشتری دارد چراکه سیاستمداران ما همانطور که قبلا گفتم آنطور که شایسته است از پشتوانه فرهنگی لازم برخوردار نیستند؛ در واقع تنها مقطعی خود را با فعالان فرهنگی هماهنگ می کنند و آنان را ابزار کاسبکاری سیاسی خود می سازند.

وی سخنانش را ادامه می دهد: سیاست مداران همیشه با شعارهای دهن پرکن به میدان میایند؛ قول های بزرگ و بعید سر می دهند و فعالان فرهنگی را شیفته رفتار جعلی خود می کنند و از آنان برای اهداف خود استفاده میکنند؛ به باور من این رفتار نتیجه سلطه گری حاکم بر شهر است و بنده مسئولین را مقصر این امر میدانم چراکه هرگز به خود اجاز نمی دهند با فعالین فرهنگی بنشینند و درباره خواسته های شان با آنان صحبت کنند؛ چرا نباید یک فعال فرهنگی راحت و بدون واسطه با مسئولین شهر بنشیند و از کاستی ها و کمبودها حرف بزند؟ چرا باید سیاسیون رابطه بین مسئولین و مردم و فعالین فرهنگی شوند؟ این میدان دادنها به سیاستمداران چه معنایی دارد؟ معتقدم باید رشته ارتباطی بین فعالین فرهنگی و مسئولین باشد؛مطمئنا اینگونه، مسئولین بهتر با مشکلات مردم آشنا خواهند شد.

  این فعال فرهنگی با تاکید بر لزوم بهره گیری مسئولین از ظرفیت فعالین فرهنگی گفت: فعالین فرهنگی دردهایی دارند؛ درد آنان درد مردم و جامعه است، آنان به دنبال منفعت های شخصی نیستند، هدف آنان رفاه و خوشبختی جامعه است و آنان دلسوز واقهی مردم هستند؛ به بنظر بنده اولا فعالین فرهنگی باید در ارتباط گیری با مسئولین هوشیار باشند تا شخصیت فرهنگی خود را در حد یک ابزار سیاسی پایین نیاورند؛ آنان باید به دنبال اهداف عالی خود باشند و اگر سیاستمداری واقعا بخواهد به دیدگاه ها و اهداف انان احترام بگذارد، فعال فرهنگی نیز موظف است با او همکاری کند، در غیر اینصورت او یا فعال فرهنگی بهتر است به تعهدات وجدانی اش در مقابل مردم وفادار باشد؛ مسئولین نیز اگر بخواهند دردهای جامعه را بهتر بفهمند به نفعشان است که با فعالین فرهنگی در ارتباط باشند؛ به صحبت ها و انتقادات انها گوش فرا دهند و از راهکارهای انان بهره جویند.

عزیز نعمتی سخنان خودش را با این جملات به پایان رساند: در جامعه ای که سه بعد مسئول، سیاستمدار و فعال فرهنگی تفاهم و تعامل نداشته باشند آن جامعه روی خوشبختی نخواهد دید؛ فاصله ها را باید دید و پر کرد؛ خلاء ها را باید یافت و انها را برطرف کرد و دردها را باید چاره کرد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی ولات نیوز | اخبار فوری و معتبر آذربایجان غربی با محوریت شهرستان ارومیه