عثمان عباسی

۷تیرسردشت؛ فراز و فرود نهادهای مدنی

7تیرسالروز بمباران شیمیایی سردشت یکی از فجع ترین و نارواترین وقایعی است که ناخواسته و دراوج بی رحمی و ظالمانه بر سرنوشت ملتی به طور ماندگارتحمیل شده است.
کد خبر : 4009
تاریخ انتشار : شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۶
۷تیرسردشت؛ فراز و فرود نهادهای مدنی

 

۳۳سال از وقوع این فاجعه ضدبشری می گذرد. این رخ داد درآغاز وقوع بازتاب رسانه ای به ویژه درسطح منطقه ای و جهانی در حد و میزانی که شایسته و متناسب با عمق جنایت باشد نداشته است.لذا واکاوی بسیاری از جنبه های آن در فضای بی خبری رسانه ای آن دوران و عدم اهتمام جدی، با گذشت زمان دچار پیچیدگی و ابهام خاصی شده است.

پس از سپری شدن چندین سال از این واقعه تلخ به ویژه از دهه هشتاد به بعد پرداختن به این موضوع از جانب فعالان دلسوز و نهادهای مدنی وارد فاز تازه و جدی تری شده است.تأسیس نهادهای مدنی از جمله انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی و فعالیت گسترده سایر نهادها و تشکل های مدنی دیگر حوزه های فرهنگی و اجتماعی و… به بازتاب واقعه،بزرگداشت یاد و خاطر شهیدان، همدردی با قربانیان و خانواده ها آن ها همچنین ارتقای کیفیت مطالبه گری ها در سطح منطقه و ملی جلوه خاص تری بخشیده است.

هرچند سیراین فعالیتهای متنوع از جانب اشخاص و طیف های مختلف در طول سال های گذشته فراز و فرودهای بسیاری پیموده است. دهه ی هشتاد که تقریباً عصر طلایی فعالیت های مدنی این شهرستان مرزی امّا پرانرژی و دارای پتانسیل های خودجوش بود. به طوریکه بیش از ۲۰ انجمن و تشکل مدنی مشغول فعالیت های پویا و ارائه خدمات تعریف شده مورد نظر خود بودند.

با روی کارآمدن دولت های نهم و دهم به مثابه سایر نقاط ایران فعالیت های مدنی در این شهرستان هم وارد فضای کم رونقی و به معاق فرو رفتن شد.بسیاری از انجمن ها فعالیت شان راکد،مجوزهایشان غیر قابل تمدید و به نوعی منحل شدند.

اندکی هم که باقی ماندند و از زیرتیغ برنده فشارها و گزینش های بیشتر سلیقه ای جان سالم به در بردند،حوزه فعالیت خود را بسیار محدود و تقریباً موسمی نمودند. دایره نگرش مثبت به فعالیت های مدنی بسیار تنگ و محدود به اشخاص و طیف های ویژه،مناسبت های خاص و وارد فاز خودی و غیرخودی گشت.به عبارتی می توان گفت سایه نگاه امنیتی و حساسیت ویژه آن بر فراز بسیاری از فعالیت های مدنی در هر حوزه ای با هر هدف و شیوه ای که ارائه می شد به طور وضوح مشهود و قابل لمس بود.

روی کارآمدن دولتی دیگر که شعار تدبیر و امید سر می داد و با وعده های در این چارچوب به جذب آرا اقلیت ها به ویژه شهروندان مناطق محروم پرداخته بود امّا متأسفانه حتی تاکنون هم نتوانسته است رونق و امیدی به سفره بی رمق محرومیت های گوناگون این شهرستان مرزی علیرغم وعده های مسؤولانش درسطح ملی و منطقه ای ببخشد. نمونه عینی دراین زمینه برای دال برموضوع آمار بالای مهاجرت های داخل استانی،خارج از استان و خارج از کشور شهروندان این دیار است.

هرچند در حوزه مدنی در سال های اخیر برای خالی نماندن عریضه به تعداد محدودی از تشکل های حوزه محیط زیست و خیریه مجوز تأسیس دادند. بررسی میزان موفقیت و ارزیابی عملکرد این تعداد هم خود نیاز به فرصت بیشتر و آسیب شناسی جدی تری دارد. در یک کلام تغییر دولت و جناح ها درسال های اخیر چندان تحول و تغییر چشم گیر و قابل دفاعی برای این منطقه به ویژه در حوزه مدیریتی و تعامل مناسب با شهروندان به ارمغان نیاورده است.

اگر بخواهیم به حوزه بررسی عملکرد نهادها و فعالان مدنی در رابطه با میزان کنش گری نسبت به موضوع بمباران شیمیایی، بازتاب ها و پیامدهایش برگردیم،لازم است گفته شود آنچه غیر قابل انکار است با وجود تلاش های ارزنده مدنی و بعضی از خدمات حوزه دولتی امّا حجم میزان خسارت و آسیبها فراتر ازاین اقدامات است. برکسی پوشیده نیست پردازش عاطفی و احساسی این واقعه درقالب مراسم و آیین های بزرگداشت،پیام های همدردی و اقدامات نمادین امری لازم امّا کافی نیست.

ابعاد پیامدهای این فاجعه انسانی گسترده تر از چنین رویکردهاست و نیازمند نگاه ویژه تخصصی از زاویه علوم مختلف و عوامل و جانب های درگیر این قضیه است. همچنانکه گفته شد تشکل ها،فعالان و فرهیختگان هرکدام به تناسب توانمندی ها،اقتضای شرایط و مصلحت اندیشی ها خود ورودهای به موضوع داشته اند، مسؤولان و نهادهای مرتبط هم اقداماتی انجام داده اند امّا هیچ کدام سطح انتظارات متناسب با واقعه را برآورده ننموده اند.

انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی یکی از این تشکل های مرتبط با موضوع است همچنانکه که از عنوان و رسالتش انتظار می رود باید یکی از عامل های تأثیرگذار،فعال،تصمیم گیر و مجری پروژههای این حوزه باشد. این تشکل هم با وجود تلاش های قابل ذکری که به ویژه در سال های اولیه در سطح منطقه،ملی و حتی فراملی داشته است اکنون سطح فعالیت هایش دچار شیب نزولی گشته است و دامنه آن ها به سطح شرکت در مراسم روتین بزرگداشت سالانه، شرکت در مناسبت های ملی و بین المللی و صدور بیانیه و… محدود نموده است. چنین رویکردی به نوعی فضای از دلسردی برای اعضا و تشدید نقد منتقدان هم به دنبال داشته است.

گسترش دامنه تأثیر گذاری فضای رسانه‌ای و شکاف برداشتن سدّ محدودیت ها و موانع به ویژه حکمرانی دوران کرونایی و پساکرونایی ثابت نمود که نگرش ها،رویکردها و عملکردهای سابق پاسخگویی توقعات جاری و انتظارات نسل جوان و پیشتاز نخواهد بود. بنابراین برنده و حاکم بر فضا کسانی خواهند بود که همگام سازی متناسب با سرعت تحولات داشته باشند.

قضیه پیامدها و آثار برجا مانده از بمباران شیمیایی شهرستان سردشت هم به سعه صدر، اقدامات عملگرایانه،پرهیز ازشعارگرایی و تنگ نظری مسؤولان، همگرایی و انسجام بیشتر تشکل ها و فعالان مدنی و همچنین ارتقای سطح هوشیاری عمومی و تقویت روحیه مسؤولیت پذیری و مطالبه گری عموم مردم نیازمند است.

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.