شهریاری و نوسترادآموسی به نام عیسی نظری

شهریاری و نوسترادآموسی به نام عیسی نظری

«عیسی نظری» سردبیر روزنامه‌ی نوید آذربایجان در نامه‌ای سرگشاده به وزیر کشور خواهان عزل استاندار آذربایجان غربی شد

«عیسی نظری» سردبیر روزنامه‌ی نوید آذربایجان در نامه‌ای سرگشاده به وزیر کشور خواهان عزل استاندار آذربایجان غربی شد، نظری در نامه‌اش با زیر سوال بردن کل سیستم مدیریت دولتی و ناتوان خواندن آن به رحمانی فضلی تاکید کرد؛ که او انتظار پاسخ مثبت از وزیر را ندارد و صرفا برای آیندگان می‌نویسد تا نگویند کسی ننوشت و نگفت.

نظری در ادامه تهدیدنامه‌اش به وزیر می‌نویسد: «آنان که باد می‌کارند طوفان درو می‌کنند»، او اوضاع فعلی و آرمش کنونی استان را با آرامش دهه‌ی پنجاه مقایسه می‌کند و به وزیر اخطار می‌دهد که زیر آتش خاکستری هست که ممکن است با وزیدن باد مشتعل شود!

سوای اینکه تحلیل‌های نوسترادآموسی نظری از چند جنبه شکلی جای ایراد است، ماهیت این پیشگویی‌ها نیز خود شک و شبهه برانگیز بنظر می‌رسد، اولا از یک روزنامه‌نگار با سابقه بعید است، نتایج اینچنین دقیق را از بررسی‌های سطحی و تراوشات مغزی خود بر روی کاغذ بیاورد و دوما زیر سوال بردن الفبای خبرنگاری با دخیل کردن حب و بغض در این یادداشت سرآپا لبریز از اشتباهات سهوی و عمدی استراتژیک!، نشان از یک نوشتار هیجانی بجای تحلیلی کارشناسی دارد.

سردبیر نوید آذربایجان در ادامه‌ی مرقومه‌اش به وزیر کشور از نهادینه نشدن جامعه مدنی در کشور، می‌گوید، او تاکید می‌کند که در این حالت تمامی نهادها و سازمانها!، دقت کنید؛ «تمامی نهادها و سازمانها حالت صوری و شکل شعبده‌ای از اصل آنهاست»!

بدون‌شک ممکن است؛ بعضی از نهادها و سازمانهای کشور از لحاظ ساختاری دارای ایراداتی باشند، اما تعمیم این مشکلات به کل سازمانها و نهادهای کشور و صوری خواندن آنها را باید زیر سوال بردن دستاوردهای چهل ساله‌ی نظام دانست، ضمنا لازم است این نکته را به نظری‌ها یاداوری کرد؛ شما که سالها با کوبیدن بر طبل تفرقه و سوء استفاده از قومیت حاکم در استان، در راس امور و اتاق فکر حاکمان وقت بودید، چرا آنزمان این ایرادات به چشمتان نیامد؟، اصلا احساس نمی‌کنید، رتبه‌های سی‌ام استان در همه شاخص‌ها به اقرار شما (به غیر از اخذ مالیات) به عملکرد خودتان و آبشخور مشترک شما با تمامیت‌خواهان برمی‌گردد؟

بازی با کلمات «اسب تراوا» و «استاندار پروازی»، هم، همان داستان همیشگی عریضه‌ی خالی است که وقتی نظری‌ها حرفی برای گفتن ندارند، به حاشیه و خانواده و طیاره و پرواز، متوسل می‌شوند، البته نگارنده این سطور هم مثل شما منبعد به خود اجازه تعیین تکلیف به دولت را می‌دهم و به آقای رئیس جمهور تذکر می‌دهم تا منبعد جلسات هیئت دولت را در ارومیه و ساختمان استانداری برگزار کنند تا خاطر مبارک نظری از بخطر افتادن سلامتی استاندار در پرواز به تهران مکدر نشود!

در قسمتی دیگر از این نامه‌ با اشاره به انتصاب مدیرانی که توسط استاندار گزینش و انتخاب شده‌اند، نظری در یک جمع‌بندی کلی به منظور نفی آنها می‌نویسد: «پایین دستی‌ها شعور و درکی از مسئله ندارند»، چگونه ایشان به این یقین رسیده‌اند؟ و چرا؟ و این جمله آیا توهین به کارکنان استانداری و بالاخص مدیران کل و معاونین استاندار نیست؟ لازم به توضیح نیست و بی‌گمان از بابت این سطر «نظری» یک حلالیت و معذرت‌خواهی به همه‌ی افرادی که در تیررس این جمله‌ی سنگین ایشان قرار می‌گیرند، بدهکار است.

یک جای دیگر نظری به قحط الرجال اشاره می‌کند و شهریاری را اول شر و آخر خیر معرفی می‌نماید، بسیاری از کارشناسان عقیده دارند با استناد به همان رتبه بندی‌های که نظری از حیث جایگاه استان در کشور به آنها اشاره کرده است موضوع قحط الرجال در آن دوران‌ها شاید سندیت داشته باشد، اما در اینکه در بسیاری از شاخص‌ها و بالاخص در شاخص سلامت اداری و اشتغال استان آذربایجان غربی روند صعودی را آغاز کرده است، علیرغم آنکه به مذاق نظری‌ها خوش نمی‌آید، آیندگان قضاوت خواهند کرد.

در این نامه سرگشاده، در جایی به «جامیش قیران» یا گئچی قیران اشاره می‌شود و نظری با زبان تهدید مجددا به وزیر کشور هشدار می‌دهد که اتفاقات قومیتی رخ خواهد داد، لازم به ذکر است که جامیش قیران به زمانی در اواسط اردیبهشت ماه گفته می‌شود که با گرایش هوا به سرمای شدید، گاومیش‌ها از سرما تلف می‌شوند، باید در اینجا به آقای روزنامه نگار تذکر داد، که زمان موج سواری‌های قومی و سوء استفاده از هیجانات قبیله‌ای برای من و شما به پایان رسیده است و در حضور خورشید و گرمای حقیقت، آن سرمایی که آرزویش را دارید هرگز نخواهد آمد، تحرکات پوپولیستی امثال این مکتب رو به زوال است و روز به روز با استقبال کمتری مواجه می‌شود و توصیه نهایی من به امثال شما این است که «آشیانه در مسیر باد نسازید!»

اگر «عیسی نظری» برای اتهام جاسوسی به استاندار مستنداتی دارد که ضرورت دارد نهادهای امنیتی به این بخش از اتهامات ایشان ورود کند، در غیر اینصورت نمی‌توان کسی را که سالیانی منتخب مردم نجیب این کشور و معتمد وزارت امورخارجه در کشورهای خارج و نماینده‌ی عالی دولت در یک استان بزرگ و استراتژیک است را اسب تراوا خواند، آنهم اسب تراوایی که برای ایجاد یک مهندسی قومیتی وارد شهر شده باشد، تعبیر عقاب، برای شهریاری از آنجا مناسب‌تر است که حضور او در عرصه‌ی استان با به سوراخ خزیدن انواع موش و مارهای کثیف و موذی همراه بوده است.

بزعم نظری‌ها شاید استان ما نفت خیز نباشد اما زر خیز هست، مردمانی دارد از جنس بهار و خاکی از جنس طلا، اگر نظری‌ها نمی‌بینند، اهل دلهای بیشماری هستند که می‌بینند و احساس می‌کنند و عشق می‌ورزند، حال و روز امروزه‌ی استان ما نتیجه‌ی لاپوشانی و کتمان حقایق و آلودگی به فساد قلمفروشانی است که در فضای شفاف امروز نانشان آجر شده است، شاید شهریاری زبان فروش حواله نفت و قیر و خشکبار و لاستیک را نداند، اما به خوبی با زبان مردمان محروم روستایی و بالاخص عشایر و مرزنشینان آشناست.

بله درد ما افرادی نیست که خوابیده‌اند، درد ما کسانی هستند که خود را به خواب زده‌اند، حقوقدانی که ادعا می‌کند بیشتر از چهل سال از اخذ مدرک دانشگاهی‌اش در دانشگاههای طاغوت می‌گذرد! و حقوق نیمی از جمعیت استان را نادیده می‌انگارد و انکار می‌کند و برای یک انتصاب فریاد وامصیبتا سر می‌کشد، آیا این مدرک را به قول معروف: نباید دم کوزه گذاشت؟ آیا این مدرک از مدارک کیلویی که امروز در بعضی از دانشگاههای ما فروخته می‌شوند بی‌ارزش تر نیست؟

بله من هم با نظری موافق هستم که آذربایجان غربی رنگین‌کمان اقوام و مذاهب است و سالیان سال در این سرزمین و در این شهر این اقوام و مذاهب همراه و همیار و همصدای هم زندگی کرده اند، اما موافق این جمله‌ی ایشان که می‌نویسند: «در هیچ دوره‌ای، این مسائل این چنین دو قطبی نشده است»، نیستم، توهم فضای دوقطبی و آرزوی تحقق آن، آرمانشهر آب گل آلوده‌ی امثال نظری‌هاست که بعد از شهریاری و شهریاری‌ها تورشان خالی خواهد ماند

به قلم مادرین سید احمدی

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

seventy two ÷ = seventy two